میقات چهل روز؛ وقت ملاقات(اول ذی القعده تا دهم ذی الحجه)
«وَ وٰاعَدْنٰا مُوسىٰ ثَلٰاثِینَ لَیْلَةً وَ أَتْمَمْنٰاهٰا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِیقٰاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِینَ لَیْلَةً وَ قٰالَ مُوسىٰ لِأَخِیهِ هٰارُونَ اخْلُفْنِی فِی قَوْمِی وَ أَصْلِحْ وَ لٰا تَتَّبِعْ سَبِیلَ الْمُفْسِدِینَ» (اعراف:142)
و ما با موسى سى شب وعده کردیم و آن را با ده شب تکمیل نمودیم و به این ترتیب مدت دیدار پروردگارش[برای تکلم و تقرب به خداوند] چهل شب شد و موسى به برادرش هارون گفت: جانشین من در میان قوم من باش و اصلاح کن و از راه مفسدین پیروى نکن.
طریحی: المیقات هو الوقت المحدود للفعل، و استعیر للمکان(مجمع البحرین؛ ج2، ص: 227): وقت تعیین شده برای کاری؛ نیز: استعاره از مکان.
مجمع البیان: الفرق بین المیقات و الوقت أن المیقات ما قُدِّرَ لیُعمل فیه عمل من الأعمال، و الوقت وقت الشیء و قدره، و لذلک قیل: مواقیت الحج و هی المواضع التی قدرت للإحرام فیها.
امر و نهی حضرت موسی به هارون:
حضرت موسی برادرش هارون را به اصلاح و اجتناب از پیروى روش اهل فساد امر مىکند، و حال آنکه هارون (ع) هم خود پیغمبرى مرسل و معصوم از معصیت و پیروى اهل فساد بوده، و قطعا موسى بهتر از هر کس به مقام برادرش عارف بوده، پس قطعا مقصود آن حضرت از این کلام نهى هارون از کفر و معصیت نبوده، بلکه مقصودش این بوده که در اداره امور مردم به آراء و سلایق مفسدین گوش ندهد(ترجمه المیزان، ج8، ص: 304)
چرا مجموع 40 روز یکجا بیان نشد؟
از امام باقر علیه السلام چنین نقل شده که فرمود: هنگامى که موسى ع به وعدهگاه الهى رفت با قوم خویش قرار گذاشته بود غیبت او سى روز بیشتر طول نکشد، اما هنگامى که خداوند ده روز بر آن افزود، بنى اسرائیل گفتند: موسى تخلف کرده است، و به دنبال آن دست به کارهایى که مىدانیم زدند (وگوسالهپرستى کردند). در یک کلام: فلسفه اش امتحان قوم حضرت موسی بود.
آغاز و انتهای 40 روز:
از بعضى روایات استفاده مىشود از آغاز ذیقعده شروع، و به دهم ذیحجه(عید قربان) ختم گردیده است، اگر مىبینیم تعبیر به چهل شب (أَرْبَعِینَ لَیْلَةً) در قرآن شده است نه چهل روز، ظاهرا به خاطر این است که مناجات موسى ع و گفتگویش با پروردگار بیشتر در شب انجام مىشده است(تفسیر نمونه، ج6، ص: 340 و 341)